تبليغاتX
نور هدایت - دعای عجیب....

رسول خدا صلى الله عليه و آله با عده اى از بيابان عبور مى كردند. در اثناى راه به شترچرانى رسيدند. حضرت كسى را فرستاد تا مقدارى شير از او بگيرد.

شتر چران گفت : شيرى كه در پستان شتران است براى صبحانه قبيله است و آنچه در ظرف دوشيده ام براى شام آنهاست .

با اين بهانه به حضرت شير نداد. پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله او را دعا كرد و گفت :

خدايا! مال و فرزندان او را زياد كن

سپس از آن محل گذشتند و به گوسفند چرانى رسيدند. پيامبر كسى را فرستاد از او شير بخواهد. چوپان گوسفندها را دوشيد و با آن شيرى كه در آن ظرف حاضر داشت همه را در ظرف فرستاده پيامبر صلى الله عليه و آله ريخت و يك گوسفند نيز براى حضرت فرستاد و عرض كرد:

- فعلا همين مقدار آماده است ، اگر اجازه دهيد بيش از اين تهيه و تقديم كنم ؟

رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره او نيز دعا كرده ، گفت :

خدايا! به اندازه نياز او روزى عنايت فرما

يكى از اصحاب عرض كرد:

- يا رسول الله ! آن كس كه به شما شير نداد درباره او دعايى نمودى كه همه ما آن دعا را دوست داريم و درباره كسى كه به شما شير داد دعايى فرمودى كه هيچ يك از ما آن دعا را دوست نداريم !

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

مال كم نياز زندگى را برطرف مى سازد، بهتر از ثروت بسيارى است كه آدمى را غافل نمايد

سپس اين دعا را نيز كردند:

- خدايا به محمد و اولاد او به اندازه كافى روزى لطف فرما

خدایا به مانیز انقدر عطا کن که  تو را فراموش نکنیم.................

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 18:29 توسط n.b |