اين جمله از كامل الزيارة است. «نعم الضفيق القرآن» قرآن شفاعت ميكند. در زيارت عاشورا هم داريم، روز قيامت «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحسين يَوْمَ الْوُرُودِ» (كامل الزيارات، ص177) قرآن خوب شفيعي است.
در بارهي قرآن داريم َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَا يُعَذِّبُ اللَّهُ قَلْباً وَعَى الْقرآن» (أمالى طوسى، ص6) قلبي كه قرآن را حفظ كند، روحي كه حافظ قرآن باشد، عذاب نميشود. در بارهي امام حسين(ع) هم داريد «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ لِي جُنَّةٌ مِنَ الْعَذَاب» (تهذيب الأحكام، ج6، ص67) حسين(ع) جان تو هم نميگذاري من عذاب شوم. قرآن نميگذارد عاشقش عذاب شود. حسين(ع) هم همين طور. در كامل الزيارة هست «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقرآن ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ» (اسراء/82) قرآن شفا است. حديث داريم؛ قَالَ الصَّادِقُ (ع): «فِي طِينِ قَبْرِ الْحسين(ع) شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَكْبَرُ» (منلايحضرهالفقيه، ج2، ص599) تربت كربلا هم شفاست.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 6:33 توسط n.b
|
در بارهي قرآن داريم كتابي است كه «لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» (ابراهيم/1) قرآن شما را از ظلمت به نور دعوت ميكند. مشرك بوديد: از ظلمت شرك به نور توحيد، از ظلمت جهل به نور علم، از ظلمت تفرقه به نور وحدت، از ظلمات به نور دعوت كرد. دركامل الزيارت هم داريم. حسين جان براي اين كه «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الضَّلَالَةِ وَ الْجَهَالَةِ وَ الْعَمَى وَ الشَّكِّ وَ الِارْتِيَابِ إِلَى بَابِ الْهُدَى مِنَ الرَّدَى» (كاملالزيارات، ص228) خون دادي. بي خود نيست كه مردم اين طور عزاداري ميكنند. امام حسين(ع) عاشقاني دارد كه خدا ندارد. براي مسجد پول نميدهد. براي حسينيه پول ميدهد. گاهي خمس نميدهد، سهم امام نميدهد، اما براي عزاي حسين(ع) ميدهد. منتهي نبايد گفت عزاداري آن كه خمس نميدهد قبول نيست. بايد گفت: حيف است تو كه عزاداري ميكني، خمس ندهي. بايد گفت: تو كه اين گونه خوبي، بقيهي كارهايت را هم خوب كن. شما كه براي حسين(ع) سوختي و اشك ريختي، خوب، نماز بخوان. از ظلمات به نور، از ضلالت به هدايت و...
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 9:21 توسط n.b
|
مقتل مقرم از مقاتل بسيار خوب است، علامهي اميني در الغدير از مقرم تجليل ميكند. اميرالمؤمنين(ع) درباره قرآن ميفرمايد: «الْقرآن آمِرٌ» (أعلامالدين، ص102) قرآن امر به معروف ميكند. امام حسين(ع) وقتي ميخواهد به كربلا برود ميگويد: «أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ» (بحارالأنوار، ج44، ص329) تمام لقب ها، عيناً شبيه هم هستند. اميرالمؤمنين(ع) ميگويد: «الْقرآن آمِرٌ بالمعروف» امام حسين(ع) هم روز عاشورا ميگويد: «أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ» ميروي كربلا چه كني؟ ميخواهم امر به معروف كنم.
امر به معروف گاهي اين است كه آدم بگويد كم فروشي نكن. پر فروشي نكن. خواهر حجابت را درست كن. دروغ نگو. اداري، رشوه نگير. كارمردم را علاف نكن. اين يك امر به معروف و نهي از منكر است. يك امر به معروف هم اين است كه بايد جلوي طاغوت بايستد. تكه تكه شد و زير سم اسب رفت ولي بالاخره خليفه را سرنگون كرد. اين هم يك امر به معروف است «آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ».
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 23:16 توسط n.b
|